X
تبلیغات
عشقکده
عشقکده
... علت عاشق ز علت ها جداست ... عشق اسطرلاب اسرار خداست ...
فدای اون ....

 

فدای اون گل که یه روز یکی می خواد بده دَسِت

فدای اون دویدنات وقتی می گیره نَفسِت

 

فدای ذوق موندن و فدای دردِ رفتنت

فدای پرواز کردنات ، فدای اون نشستنت

 

فدای صبر و طاقتت ، فدای بی حوصلگیت

فدای بچه بودنت ، فدای کـــُل زندگیت

 

فدای ناز مژه هات ، فدای چشم روشنت

فدای اون خستگی که ، میاد می شینه رو تنت

 

فدای مخملِ صدات که خوندنت بالِ منه

اجازه می دی به همه ، بگم که این مالِ منه

 

فدای اون بالِشی که گاهی بهش تکیه بدی

فدای اون چیزی که تو می خوای یه روزی هدیه بدی

 

فدای اون بارونی که پاییز می ریزه رو سرت

فدای چتر روز بارونی ِ توی ِ سفرت

 

فدای پیچ و تابای اون موهای مُجعدت

فدای "نه نمی خوامت" فدای اون دستِ رَدِت

 

فدای عطر خنده هات ، فدای طعم ِ موندنت

فدای دوس نداشتنات ، حتی فدای روندنت

 

فدای اون آتیشی که دائم به قلبم می زنی

فدای انتخابِ تو ، ای موندگار رفتنی

 

فدای تو که هیچ روزی هیچکی نمی شینه به جات

فدای هر چی تو داری مخصوصاً اون رنگِ چشات

 

فدای لحظه ای یه بار ، تو رویاها بوسیدنت

فدای لحنِ سلامات ، فدای روزِ دیدنت

 

فدای اون خوبیایی که داری و نمی دونم

فدای شعرت که می خوام بگم ولی نمی تونم

 

فدای اون قول دادنات حتی اگه عمل نشه

یعنی کسی هس که توی رنگِ چشِ تو حل نشه ؟

 

فدای اخم ِ ابروات ، ابروهای بی حوصلت

فدای هر چی تو بگی ، حتی شکایت و گِلَت

 

فدای اون غروری که داری تا وقتش برسه

فدای اون راه که ازش رد می شدی تا مدرسه

 

فدای کوچه هایی که می گذری از کنارشون

فدای عکسات که دارم همیشه یادگارشون

 

دنیا بهونس عزیزم فدای اسمت و خودت

منو ببخش اگه نشد ، نشد بیام تولدت

 

 

 


لينك | نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 15:27 توسط وحید آرمانی |